ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
83
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
خود بيزار است وتصوّر مىكند كه دوستش با وى شريك ودر همهء حالات از جمله در عداوت با أو ، موافق است ، واين تصوّر انگيزهء تمايل أو بر دشمنى اين دوست مىشود ودر نتيجة باعث نفرت وبيزارى از أو مىگردد ، وشاعر نيز در شعر زير به همين مطلب اشاره دارد : بعد از آنكه دشمن مرا دوست مىدارى گمان مىبرى كه من دوست توأم براستى كه عقل از سرت پريده است . ( 62397 - 62390 ) چهلم : نصيحت خود را نسبت به برادر ديني در هر شرايطى كه أو باشد ، خالص گردان ، چه نصيحت تو در نظر أو خوب باشد يا بد ، يعنى نصيحت تو در نظر كسى كه نصيحت مىكنى - به دليل خجالت كشيدن وشرمنده شدن أو از روبرو شدن با نصيحت - ناپسند جلوه كند ودر اين دنيا أو زيانبخش باشد . نظير آن است آيهء مباركه زير : وَإِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِها * « 32 » كه خداوند متعال نسبت به خود آن اشخاص سيّئه ( بدى ) ناميده است . ( 62411 - 62398 ) چهل ويكم : أو را مأمور به داشتن صفت پسنديدهء كظم غيظ ( فرو خوردن خشم ) فرموده وآن را چنين معرّفى كرده است : خوددارى از اقدام بر آنچه خواست قوّهء غضب است در بارهء كسى كه مرتكب جنايتي شده وزيانش به أو رسيده است . واژههاى : حلم ، بزرگوارى ، گذشت ، بردبارى ، چشمپوشى ، گذشت وشكيبايى مرادف با كظم غيظ است وبسا كه بعضي ميان اين واژهها تفاوتهايى قائل شدهاند . صفت تجرّع ( جرعه جرعه نوشيدن ) را استعاره آورده است براي دشوارى
--> ( 32 ) سورهء روم ( 30 ) بخشي از آية ( 36 ) يعنى : واگر رنج وبلايى از كردهء خودشان ببينند . . .